شب بود، تاریک، هوا بوی باران میداد، درختان برگهایشان را در تیرگی آسمان محو ساخته بودند، همراه با یکی از خیابانهای این شهرِ پُر از هیاهو که آدمیان در آن کَراند و لال، رو به سویی بیانتها قدم میزدم، خیابان خستهتر از آن بود که بتواند آن همه مسیر را با من طی کند، ایستاد، منتظر، بیقرار، از او گذشتم، از او گذاشتم، به مسیر بیخیابان خود ادامه دادم، ادامه دادم به ادامه دادن، نمیدانستم چرا و چه، مدام به این فکر میکنم که از کدام خیابان گذشتهام؟ آیا از خیابان گذشتهام؟ آیا من گذشتهام؟ آیا از آن من گذشتهای هست که از خیابانی گذشته باشد؟ آیا گذشتهای از آن خیابان هست که با من گذشته باشد؟ نمیدانم. احساس خالی...
3 دقیقه
۱۱ دی ۱۴۰۴
توی راه داشتم با افکارم قدم میزدم و در همین حین به دو واژه «سوگ» و «عزا» فکر میکردم، همونجا ویس گرفتم که خروجی حرفام برای خودم میشه ادامه متنهایی که در اینجا مینویسم. از نظر من و همینطور به گمونم مسعود چلبی، سوگواری با عزاداری متفاوته، سوگواری جنبه فردی داره و عزاداری جنبه عمومی داره. علیت و ماهیت این دو واژه یکی هستن، غمخواری و ناراحتی. اما رویکرد یا رفتار ما در این دو مورد متفاوته، در عزاداری رویکرد بر برپایی غم توسط جمعی از افراد برای دیگری یا دیگری هاست اما در سوگواری برپایی غم توسط خودِ فرد برای خودش هست، برای خودش. عزا صورت بندی اجتماعی، عرفی، مذهبی بیشتر داره و سوگ واکنشی عاطفی- فردی به یک...
2 دقیقه
۱۱ دی ۱۴۰۴
فعلا همه چیز خوبه، تقریبا متوجه شدم که ساختار پیامهاتون به چه صورته. نیازی به سخت گرفتن نیست. تفاوت عشق با دوست داشتن؟ عه... 😁 این رو برای کیف کردنم پرسیدید یا ثابت کردن این که خیال میکنم علامهی دهرم؟😁 درواقع منم دقیق نمیدونم اما به نظرم یه وجه تفاوت عمیقی دارن، اونم اینه که عشق در فراق معنا میده و دوست داشتن در وصال، ما زمانی که با هم هستیم نمیتونیم بگیم عاشق همیم، تنها میتونیم بگیم خیلی هم دیگه رو دوست دارم. البته یه جا میشه عشق و عاشق بودن رو حتی زمانی که دو نفر با هم هستن به کار گرفت، اونم اونجاییه که بدونیم قراره مسیرمون از هم جدا بشه و درد فراق رو تجربه کنیم....
4 دقیقه
۳ آذر ۱۴۰۴
"معمولا افراد مشتاقند که محل کارشان را ترک کنند و به خانه برسند و آمادهاند از اوقات فراغتی که به سختی به دست آوردهاند استفاده کنند، بیشتر اوقات هیچ نظری در این باره ندارند که میخواهند در خانه چه کاری انجام دهند. از قضا در حقیقت لذت بردن از کار، از لذت بردن از اوقات فراغت آسانتر است، زیرا مشاغل نیز مانند فعالیتهای غرقگی اهداف درونی، بازخورد، قوانین و چالشهایی دارند که همهی آنها فرد را به درگیر شدن با شغلش، تمرکز کردن و رها کردن خود در آن ترغیب میکند. از سوی دیگر اوقات فراغت، ساختار نایافته است و تبدیل آن به چیزی که بتوان از آن لذت برد به کوشش بیشتری نیاز دارد." بعد از سالها دوری از...
13 دقیقه
۲ آذر ۱۴۰۴
پس با اجازه استارت توضیح بیشترش رو اونطور که متوجه شدم من میزنم و چیزی از تجربههای زیسته هم به ذهنم رسید که مرتبط باشه یه جا توی متن جاش میدم. فقط ببخشید، طولانیه. خیلی از رفتارهایی که ما از خودمون در طول زندگی نشون میدیم خب خودآگاه نیستن و برگرفته از بسیاری کنش و برهم کنشیان که سالیان سال به یه شکلی ایجاد و مدام به اشکال دیگه تکرار میشن حالا اونجایی که شما به نامربوط بودن پی میبری درواقع اون رفتار رو به ساحت خودآگاه کشیدی که نامربوط بودنش مشخص شده. هر وقت راجع به تنهایی حرف زده میشه اول باید به این فکر کنیم که منظور چه نوع تنهایی هست؟ بین فردی؟ درون فردی؟ اگزیستانسیال یا...
3 دقیقه
۱ آذر ۱۴۰۴
عموما زمانی که یه سوال یا موضوع ذهنم رو مشغول میکنه یه جا مینویسمش تا بعدا سرفرصت بیشتر بهش بپردازم که الان که داشتم یه سری بهشون میزدم چشمم به یه موضوع جالب خورد که باعث شد دوباره بهش فکر کنم. دوست داشتم اینجا هر چند ناقص مطرحش کنم و نظرتون رو جامع و طولانیتر از تمام مواردی که تا الان گفتید بدونم (البته در صورت تمایل). یادم نیست کی و کجا به این موضوع رسیدم اما الان که دوباره بش فکر کردم دیدم خیلی برام جای سوال و ابهام زیادی داره، گفتم با نوشتن راجعبش اون رو از حیطهی ناشناخته بودن و ابهام به حیطهی تشخیص یا حداقل کنار اومدن بکشم (البته ناگفته نماند که این مسئله میتونه به...
3 دقیقه
۲۹ آبان ۱۴۰۴
"واژهی کرون (Chron)، به معنای «زمان» (Time) است. احتمالا واژههایی مثلِ کرونومتر یا زمانسنج (Chronometer)، کرونولوژی (Chronology)، یا بیماریهای مزمن یا کرونیک (Chronic) را شنیدهاید. «زمان» حتی یکی از خدایان یونان قدیم هم بوده است. کرونوس (Chronos) که خدای زمان است و فرزندانش را متولد میکند و بعد آنها را میخورد. همان گونه که روزگار ما را متولد میکند، بزرگ میکند و در دوران پیری، میبلعد. حالا در این پست میخواهم به دو واژهی مونوکرونیک (Monochronic) و پلیکرونیک (Polychronic) بپردازم. اولین بار آقای اِدوارد هال (Edward T. Hall) مفهومِ «فرهنگ مونوکرونیک و پلیکرونیک» را در کتاب «زبان سکوت۲»ش مطرح کرده است که البته بعدها، افراد دیگری آن را پرورش دادهاند و و مقالات زیادی در این باره کار شده است....
3 دقیقه
۲۳ آبان ۱۴۰۴
وقوف به تنها تجربیات و احساساتِ به ظاهر منفیِ خودمون (و نه دیگران) (میتونه عامل projrction هم باشه). ما در طول زندگیمون احساسات مختلفی رو تجربه میکنیم. خب بخشی از این احساسات شامل غم، نگرانی، اضطراب، خود کوچک بینی و … میشن که خیلی تجربهشون خوشایند نیست. تا این جای توضیح، موضوع کاملا مشخصه اما از اونجایی نامشخص میشه که فراموش میکنیم وقوف ما بر احساسات و احوالات دیگری توام با نقص و نادیدگی و محدودیته. فراموش میکنیم که خوشایند بودن دیگری عاملش نقصی در اشراف من بر احوالات دیگری است. کم بینی است. بنابر یافتههای اکمن، انسان هفت احساس پایه داره که با سایر حیوانات هم میشه گفت مشترکه. ترس (Fear)، تعجب (Surprise)، خشم (Anger)، تحقیر (Contempt)، شادی (Joy)،...
2 دقیقه
۲۳ آبان ۱۴۰۴
الان یعنی سرد و مرطوبه؟ این سوالِ من از یکی از دوستام در حین تلاش برای رسیدن به فهم و برداشت مشترک از یک موسیقیه. ادامهی دیالوگ… «بیا برای سهولت فهم طرفین از نیتهای در خفای هر دو یه تعریف مشخصی داشته باشیم. اکثر آهنگهایی که گوش میدیم سبکشون امبینت، نئوکلاسیک یا تلفیقی از هر دو هستن (اگر اشتباه میگم کاملش کن). شیوه توصیفمون از این سبک آهنگها سرد مزاج بودن اونهاست، که البته سرما یه سری وجوهات دیگهای رو هم تداعی میکنه، مثل تنهایی و ابهام و خلاء و پوچی و تاریکی و ابر و ... که یه جورایی بسته به دیدگاه ما اینها به نوعی یه هممعنایی در پَسشون نهفتهست. حالا سرد بودن این آهنگ در واقع...
5 دقیقه
۲۲ تیر ۱۴۰۴
بیشک انسان هیچ چیز در اختیار ندارد جز اندوختهی مختصری از بدن قرضیاش، تاکنون بدن انسان پذیرای لذتهای خارقالعاده بسیاری بوده است. تا آخرین حد ممکن از بدن استفاده کنیم. عدهی کمی یاد میگیرند با ظرافت بندباز حرکت کنند، با نگاه متفاوت هنرمند ببینند، خشنودی قهرمان ورزشی را احساس کنند هنگامی که رکورد خودش را میشکند، با ظرافت فردی خبره طعم غذا را بچشند یا با چنان مهارتی عشق بورزند که رابطهی جنسی را به نوعی هنر تبدیل کنند. سادهترین گام برای ارتقای کیفیت زندگی شامل یادگیری کنترل جسم و حواس پنجگانهی آن است. هرکاری که بدن به طور بالقوه توانای انجام دادن آن را دارد خشنود کننده است، با این حال افراد بسیاری از این ظرفیت چشم میپوشند، از...
2 دقیقه
۱۹ تیر ۱۴۰۴